آزولا یا جلبک سبز

 
 

ريشه كلمه آزولا يوناني است به معني «در خشكي مردن». وجه تسميه آن هم شايد به خاطر محل زندگي اين گياه باشد چرا كه آزولا وابسته به آب است و به طور كلي مرطوب پسند. اين گياه در همزيستي با جلبكي سبز- آبي به نام آنابينا توانايي جذب ازت مولكولي هوا را پيدا مي كند. زادگاه اوليه اين سرخس، آمريكاي شمالي است
.آزولا نوعي سرخس است با برگ هاي كوچك به رنگ سبز تيره تا قرمز قهوه اي. طول اين گياه نهايتا به 5/2 سانتي متر مي رسد. اين گياه براي اولين بار در سال 1873 ميلادي شناسايي شد و تاكنون هفت گونه از اين گياه در جهان به ثبت رسيده است. آزولا در هم زيستي با جلبك سبز، آبي قابليت جذب نيتروژن هوا را به دست مي آوردكه وظيفه تامين مواد غذايي جلبك به عهده آزولا است و جلبك نيز در مقابل ازت مورد نياز آزولا را فراهم مي كند. آزولا در شرايط مناسب روزانه مي تواند 2 تا 4 كيلوگرم ازت به هر هكتار مزرعه ارايه كند كه معادل 10 تا 20 كيلوگرم سولفات آمونيوم است

امروزه دردنيا به سرخس آزولا به چشم يك علف هرز نگريسته نمي شود، بلكه آن را يك گياه مفيد و منبع غذايي به حساب مي آورند جالب است بدانيد كه يكي از دلايل شكست آمريكا در ويتنام كشت آزولا در مزارع برنج ويتنام بود. چون اين گياه با رشد سريع خود هم غذاي مردم ويتنام را فراهم مي آورد، هم غذاي دام و طيور آنها را.
آزولا گياه سرشار از پروتئين بوده و بتاكاروتن آن از هويج بيشتر است.



آزولا درايران

جلبك آزولا يكي از گونه هاي گياهي وارداتي است كه در دهه اخير تمام و يا اكثر مردابها و شاليزارها و بركه هاي شمالي را به سلطه خود در آورده است . در مدت زمان بسيار كمي از طريق كانال هاي آبياري، رودخانه ها، گسترش پيدا ميكند. به طوري كه يك توده كوچك آزولا در عرض 3 روز به دو برابر افزايش پيدا ميكند .
حتماً كساني كه در تابستان به شمال ايران مسافرت نموده اند وسري به اين مناطق زده اند فرشي زيبايي را مشاهده مي كنند سبزرنگ كه اكوسيستم شمال را تحت اثر سوء قرارداده است .

آزولادراواخر سال 1363متناسب سازگاري با مناطق شاليكاري باهدف توليد كود ازته به صورت طبيعي براي مناطق برنج خيز از كشور فيليپين وارد ايران شده است.اما پس از مدت كوتاهي همه متوجه مشكلي بزرگتر شدند كه گريبان اين مناطق را گرفته. اين سرخس، ظرف مدتي كوتاه از طريق كانال هاي آبياري و رودخانه در محدوده اي وسيع پراكنده شده و به تمام آب هاي سطحي شمال كشور به خصوص گيلان ، مازندران وگلستان راه پيدا كرد. اين گياه با برگ هاي ريز و رشدسريع، سطح آبها را مي پوشاند و مانع رسيدن نور خورشيد و اكسيژن به درون آب مي شود. علاوه بر اين با مصرف اكسيژن و مواد غذايي و بالا بردن اسيديته آب، اين زيستگاه ها را تضعيف كرده تا جايي كه رفته رفته تنوع گياهي و جانوري زيستگاه به نابودي كشيده مي شود. وبه خاطرنداشتن دشمن طبيعي و شرايط خوب زيستي به يك گياه مهاجم و مرگ آور تبديل شد.

جلبك آزولا داراي خصوصياتي منحصر بفرد بوده ، بطوريكه توانائي سازگاري آن با محيط بسيار اعجاب آور است و براحتي و با سرعت زياد با هر محيطي مانوس ميشود. ريشه هاي آويزان و معلق در آب اين گياه ، براحتي اين امكان را بآن ميدهد كه تغيير مكان داده و با جريان آب بسهولت جابجا گردد و يكي از علل پراكندگي سريع آن نيز همين موضوع است

آزولا ، بمجرد ثابت شدن در يك مكان ، شروع به تكثير ميكند و ظرف مدت كوتاهي ، تمام سطح آب را مي پوشاند، بطوريكه هيچ روزنه اي براي ورود نور خورشيد به درون آب، وجود نخواهد داشت. ريشه هاي معلق جلبك ، تمام و يا اكثر املاح آب را جذب و صرف رشد و تكثير خود ميكند. طبيعي است ، وقتي نور بدرون آب نفوذ نكند و مواد مغذي هم كه نباشد ( يا كم باشد ) ديگر از رشد گياهان آبزي ديگر و همچنين ديگر آبزيان مثل فيتوپلانگتونها و... خبري نيست . با توقف و يا كند شدن رشد اين آبزيان مفيد ، در داخل آب اكسيژن توليد نخواهد شد و بهمين دليل جانوران آبزي مثل ماهيها و موجودات ذره بيني قادر به رشد و تكثير نبوده و سير نابودي را در پيش ميگيرند. در عوض سيستمهاي غير هوازي شروع به فعاليت كرده و مرداب يا بركه را تدريجا به سياهچاله هائي بد بو و غير قابل زيست ، تبديل ميكند.از آنطرف هم موقعي كه مردابها خالي از موجودات آبزي گردند، ديگر مكان مناسبي براي پرندگان مهاجر نخواهد بود .

با اين وصف ، بهمين سادگي اكوسيستم منظم چندين هزار ساله موجود بهم ريخته و رو به نابودي خواهد رفت و ما هم در حال نظاره و تماشا نشسته ايم.
اين جلبك در شاليزارها هم بعنوان يك رقيب جدي برنج در استفاده از املاح معدني و مواد مغذي آب ، قرار گرفته و از رشد مناسب برنج جلوگيري كرده و قطعاً در صورت صحت اين امر ، هزينه كشت برنج را بخاطر استفاده بيشتري كه بايد از كود شيميائي بشود، بالا ميبرد. علاوه بر آنكه روند افزايشي استفاده از كود شيميائي در طولاني مدت هزينه هاي سرمايه اي فوق العاده اي را بر مهمترين منبع حيات بشر يعني خاك ، تحميل ميكند كه اصلا جبران پذير نميباشد.

كارشناسان شيلات معتقدند رشد شناور و سرطاني آزولا در سطح تالابها مردابها وشاليزارهاي شمال باعث شده است تا اكثر گياهان بومي منطقه به دليل خفگي نابود شوند و نفس زندگي اين اكوسيستم چندين هزار ساله به شماره افتد. هر چه هست آزولا زيستگاه هاي آبي شمال كشور به خصوص گيلان ومازندران را شديدا تحت فشار قرار داده است و اگر روند رشد اين گياه به همين صورت ادامه يابد معلوم نيست بر سر اين اكوسيستم منحصر به فرد جهاني چه خواهد آمد.
و اينگونه شد كه آزولا در مدت زماني اندك پوشش يكپارچه و در هم تنيده اي را روي منابع آبي شمال كشور گستراند.

پرورش شتر مرغ

اقليم:
شترمرغ ها در كليه اقليم ها قابل زيست و نگهداري اند، از اقليم هاي بسيار سرد مانند آلاسكا تا گرم و خشك مانند صحراي افريقا. اما هرچه به سمت اقليم گرم و خشك پيش برويم كيفيت و كميت محصولات توليدي بهتر خواهد شد. تنها اقليمي كه براي پرورش شترمرغ توصيه نمي شود ( علي رغم آنكه در اين اقليم نيز توليد خود را ادامه مي دهد) اقليم گرم و مرطوب ( مناطق شرجي ) است زيرا تأثير منفي بر توليد آن مي گذارد.

 

شتر مرغ در هواي باراني ماندن زير باران را به رفتن زير سرپناه ترجيح ميدهد .

شترمرغ ها را در طبيعت درانواعي از زيستگاههاي باز مي توان پيدا كرد. آنها از مناطق پربوته و پردرخت دوري جسته و به ندرت در جستجوي سايه برمي آيند.

روشهاي پرورش:
شترمرغ در مزرعه به طور كلي به سه روش نگهداري مي شود كه عبارتند از:

    • بسته

    • نيمه باز

    • باز

مقيد كردن و انتقال:
براي گرفتن شترمرغ به دو كارگر نياز است كه هريك كنار يكي از پاهاي شترمرغ ايستاده و آنرا از زير شكم و روي دم نگهدارند. از يك عصاي سركج مخصوص گرفتن گردن براي پايين آوردن سراستفاده مي شود. هنگامي كه منقار به سطح زانو رسيد منقار پايين را با قرار دادن انگشت شست در آن به سمت پايين نگه مي دارند. اين كار مانع برخورد از روبرو با پاهاي شترمرغ مي شود. شترمرغ در اين وضعيت براي درمانهايي مانند برچسب زدن، دارو دادن ، تزريق، خونگيري و معاينه نگه داشته مي شود.

شتر مرغ ها از مناطق پربوته و پردرخت دوري جسته و به ندرت در جستجوي سايه برمي آيند.

جعبه هاي مقيد كردن در بعضي از مزارع به كار مي روند اما رضايت بخش نيستند زيرا ممكن است به پوست و پرها صدمه بزنند.

هنگام سوار كردن آنها به كاميون، ممكن است هل دادن آنها از پشت روي سطح شيبدار الزامي شود. شترمرغ هاي بالغ به كاميونهايي نياز دارند كه ارتفاع ديواره جانبي آنها 2/2 متر بوده و با سايباني از جنس پارچه كنفي يا كرباس براي جلوگيري از آويزان شدن سرو گردن پوشانده شده باشد. كف كاميون معمولاً با ماسه، خاك يا علف و ديواره هاي جانبي با كيسه هاي پرشده از علف براي كم كردن صدمه به پرها و پوست پوشانده مي شوند. پارتيشن هايي نيز داخل كاميون قرار داده مي شوند كه شتر مرغ ها را به گروههاي 6 تايي تقسيم مي كند و اين كار مانع از دراز كردن پاهاي شترمرغ و لگد شدن آنها مي گردد.

ادامه نوشته

میخک

درخت میخک بومی جزائر اندونزی و اقیانوسیه است و بعلت زیبایی خاصی که درد امروز در بیشتر نقاط دینا بعنوان درخت زینتی پرورش داده می شود . البته در مناطق سردسیر این گیاه در گلخانه و گرم خانه نگهدری می شود .در قدیم الایام میخک ادویه ای گران قیمت بوده که تنها پادشاهان و ثروتمندان مکی توانستند از آن استفاده کنند
میخک درختی است کوچک و مخروطی شکل که برگهای آن هیچ وقت زرد نمی شود ودر تمام طول سال سبز است . ارتفاع این درخت تا 10 متر می رسد . برگهای آن نوک تیز و بیضوی و دم برگهای آن قرمز رنگ است و به درخت زیبایی مخصوصی می دهد
گلهای میخک کوچک و مجتمع بصورت خوشه هایی شامل 10 تا 25 گل می باشد .
وجه تسمیه این درخت بدین دلیل است که غنچه های خشک شده آن که کوچک و بطول یک سانتی متر است بشکل میخ کوچک می باشد .

ترکیبات شیمیایی

غنچه های درخت میخک پس از باز شدن یعنی قبل از اینکه رنگ خاکستری و ارغوانی آن تبدیل به قرمز شود باید چیده و خشک نمود . میخک که بعنوان ادویه و دارو بکار می رود پودر این غنچه ها می باشد .
میخک دارای 16 درصد و ساقه های درخت در حدود 5 درصد و برگهای آن دارای 2 درصد اسانس روغنی می باشد که از تقطیر این قسمت ها بدست می آید .
اسانس میخک دارای بوئی قوی وطعمی سوزاننده می باشد .این اسانس سفید رنگ بوده که اگر در مجاورت هوا قرار گیرد رنگ آن تیره و غلیظ می شود .
اسانس میخک دارای اوژنول ،‌کاربو فیلین ، الکل بنزیلیک ، بنزوات دو متیل ، فورفوول و اتیلن می باشد .
اوژنول که ماده اصلی میخک می باشد آرام کننده و ضد عفونی کننده است و از آن در دندانپزشکی برای آرام کردن درد دندان استفاده می شود .

خواص داروئی

میخک یعنی خشک شده غنچه درخت میخک از دو هزار سال پیش بعوان ادویه بکار می رفته است . میخک از نظر طب قدیم ایران خیلی گرم و خشک است و دارای خواص بسیاری است .
  1. برای رفع دندان درد و گوش درد یک قطره از اسانس میخک و یا روغن آنرا روی دندان بمالید و یا در گوش بچکانید .
  2. میخک تقویت کننده مغز می باشد و کسانیکه حافظه ضعیف دارند باید از دم کرده میخک استفاده کنند.
  3. میخک از سرطان جلوگیری کرده و حتی درمان کننده سرطان می باشد .
  4. برای رفع سردرد مفید است.
  5. در برطرف کردن فلج و لقوه موثر است .
  6. ضعف اعصاب را درمان می کند .
  7. برای رفع تنگی نفس مفید است .
  8. کسانیکه مبتلا به بیماری سوواس هستند برای درمان آن باید میخک بخورند .
  9. مقوی معده و جهاز هاضمه است
  10. کبد و کلیه را تقویت می کند .
  11. سکسکه را برطرف می کند .
  12. برای تقویت نیروی جنسی سرد مزاجان مفید است بدین منظور باید 2 گرم از پودر میخک را با شیر مخلوط کرده و هر روز بمدت یک هفته از آن استفاده کرد .
  13. کسانیکه قطره قطره ادرار می کنند برای درمان آن باید چای میخک بنوشند .
  14. میخک اشتهاآور است .
  15. بدن را تقویت می کند .
  16. برای ترمیم قرنیه چشم و برطرف کردن لکه در چشم ، می توان چند قطره از محلول آبی میخک در چشم بچکانید .
  17. میخک تب بر است .
  18. میخک کرم کش است و داروهای کرم کش دارای میخک می باشند .
  19. برای گردش خون و قلب مفید است.
  20. اسهال و دل درد را تقویت می کند .
  21. برای درمان کمردرد ، چای میخک و یا دو قطره اسانس میخک را با آب گرم و یا چائی مخلوط کرده و بنوشید .
  22. نوشیدن یک فنجان چای میخک بعد از غذا گاز و درد معده را از بین می برد
  23. استفاده از میخک گرفتگی عضله را از بین می برد.

طرز استفاده :برای تهیه چایی یا دم کرده میخک مقدر 10 گرم میخک را با یک لیتر آب جوش مخلوط کرده و بمدت 5 دققیه دم کنید.

مضرات : همانطور که گفته شد میخک بسیار گرم است و بنابراین برای گرم مزاجان مناسب نیست و ممکن است باعث ناراحتی کلیه و روده ها شوداینگونه افردر باید میخک را با صمغ عربی مخلوط کرده و بخورند .

كاشت كلزا

 

سبز يكنواخت ورشد يكدست از بوته هاي كلزادر سطح مزرعه تاثير زيادي در افزايش توليد و دستيابي به عملكرد بالا دارد. براي رسيدن به اين  تعداد بوته كافي و يك اندازه در هر مترمربع عوامل زيادي دخالت دارند. اين عوامل عبارتند از:

تناوب زراعي: محصول قبلي از نظر انتقال بيماري ، بجا گذاشتن بقاياي گياهي بر سبز شدن ورويش بوته هاي كلزا تاثير مي گذارد.



كيفيت بذر:بذر هاي سبز رنگ،بذورنگهداري شده در انبار گرم و مرطوب و بذور خشك شده با حرارت زياد، قدرت جوانه زني و سبز شدن زيادي ندارند. انتخاب بذر با كيفيت خوب يكي از عوامل بسيار مهم در داشتن تعداد بوته كافي در سطح مزرعه مي باشد.

تهيه بستر بذر: با توجه به كوچك بودن اندازه دانه هاي كلزا ،بستر بذر بايد در حد مطلوب كلوخه هاي ريز و نرم داشته باشدتا ضمن تماس خوب بذر با خاك از تشكيل سله در سطح زمين جلوگيري به عمل آيد.هرگونه عدم دقت كافي در تهيه بستر بذر مي تواند منجر به كاهش تعداد بوته در هرمترمربع و عدم يكنواختي در سطخ مزرعه گردد.

تاريخ كاشت:وقتي گرما و رطوبت خاك به اندازه كافي تامين گردد بذر كلزا سريع جوانه مي زندو در سطح زمين ظاهر مي شود.در شرايط دير كاشت با سرد شدن خاك جوانه زني بذر و سبز شدن آن به كندي صورت مي گيرد و احتمال خسارت علف هاي هرز،بيماري ها و آفات افزايش مي يابد.

مقدار بذر:با توجه به ريزي ودرشتي اندازه دانه اي كلزا ،زمان كاشت و شرايط بستر بذرو عوامل ديگر مقدار بذر لازم جهت كاشت يك هكتار زمين متغير است ومقداربين 5تا8كيلو بذر در هكتار دركشت كلزا مورد استفاده قرار مي گيرد.

عمق كاشت:محل قرار دادن بذر در عمق مناسب خاك به اندازه بذر، بافت خاك، شدت سله بندي و خسارت گنجشگ  بستگي دارد . در خاك هاي سبك و خشك بذر را درعمق پائين تر مي گذارندو عمق كاشت بذر كلزا  2تا5سانتي متر مي باشد.

كوددهي: اگر در زمان كاشت، بذر در نزديك ويا در تماس با كود  در خاك خشك قرار گيرد منجر به دير جوانه زني يا سبز شدن بذر كلزا مي شود يا باعث ازبين رفتن بذر و يا گياهچه مي گردد.

بيماري هاي بذر زاد يا خاك زاد: تعدادي از بيماري هاي گياهي موجب پوسيدگي بذر  و مرگ گياهچه مي شوند و براي جلوگيري از خسارت اين نوع بيماري ها، بذور كلزا را با سموم قارچكش مناسب ضد غفوني مي كنند.‏

.

ادامه نوشته

"بن سای" آمیزه ای از هنر و باغبانی


بن سای مجموعه ای از باغبانی و هنر است که به واسطه آن گیاه با یک تغییر شکل تحمیل شده به یک مجسمه زنده تبدیل می شود. هنرمند با استفاده از مفاد زیبایی، وهمی از طبیعت را در غالب شکل مینیاتوری پدید میآورد.

مقدمه:

بن سای مجموعه ای از باغبانی و هنر است که به واسطه آن گیاه با یک تغییر شکل تحمیل شده به یک مجسمه زنده تبدیل می شود. هنرمند با استفاده از مفاد زیبایی، وهمی از طبیعت را در غالب شکل مینیاتوری پدید میآورد. بنسای یک آرایش غیرطبیعی نیست بلکه در قالب یک تغییر شکل ساده، طبیعت اصلی را ذهن آدمی تداعی میکند.
بن سای در اصل واژهای ژاپنی و به معنی کاشت گیاهان در گلدانهای کم عمق است . به این ترتیب که گیاه در گلدانهایی کم عمق با خاک کم و در شرایط محدود کننده از نظر رشد قرار میگیرد و با آرایش زیبا وتربیت صحیح به درختی مسن ولی کوچک تبدیل می شود. برای تحقق این هدف تمام قسمتهای گیاه اعم از ریشه ها، تنه، شاخه ها، میوه ها و گلها حایز اهمیت هستند.

ریشه ها:

ریشه های گیاه بنسای شده، در عین استحکام، سلامت و گستردگی، باید ظاهری کهن به درخت ببخشند. درروشهای متقارن، نامتقارن و اریب، ریشه ها در تمام جهات گسترده شده اند. اما در روشهای بادزده، صخره،رویشی و .... ریشه ها غالباً در جهت خلاف انحنای تنه گسترده شده اند. تا بدین ترتیب به گیاه ظاهری متقارن ببخشند. تعدادی ازریشه ها روی خاک قرار داده میشوند تا قدمت درخت را از نظر ظاهری افزایش دهند و تصور فرسایش خاک را در سالهای گذشته در ذهن القا کنند. برای تحقق این مهم، در زمان انتقال گیاه به گلدان بزرگتر، تعدادی از ریشه ها را روی خاک قرار می دهند و روی آنها را با خزه اسفاگنوم و مقدار کمی خاک می پوشانند. در طی آبیاری های مکرر، این پوشش نازک، از بین میرود و پوست ریشه در معرض نور خورشید، سخت میشود و بدین ترتیب هدف ما در القای تصور کهن بودن گیاه تحقق می آید.
برای تشکیل ریشه های جدید در جهت مناسب، می توان ریشه را تا لایه کامبیوم خراش داد و روی آن را با خاک و خزه پوشاند. بعد از چند هفته، در محل زخم ریشه های جدیدی ایجاد میشود.

تنه:

گرچه همه قسمت های گیاه بن سای شده مهم است ، اما تنه گیاه اولین قسمتی است که توجه ناظر را به خود جلب میکند .تنه بن سای باید پوستی ضخیم ، یک پارچه و تودرتو داشته باشد . تنه باید به گونه ای باشد که هرچه به راس نزدیک میشود ضخامت آن کمتر شود . روی یک تنه خوب نباید آثار زخم ناشی از سیم پیچی دیده شود .

شاخه ها:


گیاهان در طبیعت ممکن است شاخه های در هم پیچیده داشته باشند . ولی در بن سای با سیم پیچی ، شاخه ها را به گونه ای تربیت می کنند ، که گیاه زیبا جلوه کند . معمولاً شاخه ها از نظر قطر و طول تفاوت دارند . شاخه های پایین تر ضخیم تر و بلندتر هستند و بخوبی در همه جهات گسترده می شوند . شکل هر شاخه به تنهایی نیز مد نظر است . در هنر بن سای بسیاری از شاخه های گیاه مطلوب به نظر نمی رسد . از این رو این شاخه ها را قطع می کنند .

برگها:


در یک بن سای خوب برگ ها سبز ، متراکم و کوچک است . گیاهانی که برگهای بزرگ دارند یا تعداد برگ آنها کم است ،برای بن سای مناسب نیستند . گیاهانی که برگ های کمی دارند ،درختی خزان کرده را تداعی می کنند . برگ های بزرگ نیز نسبت به اندازه کلی درخت بن سای شده، نامتناسب به نظر می رسند، برای آن که اندازه برگها کوچک شود ، از روش بیبرگی یا هرس برگ استفاده می کنند. این روش در کاهش اندازه برگ موثر است ولی در تغییر اندازه گلها و میوه ها زیاد مورد توجه نیست.

راس ساقه:

تنه به تدریج باریک می شود ، تا در انتها به راس منتهی شود. هرگاه به ارتفا‎ع کمتری نیاز باشد، می توان راس آن را قطع کرد و شاخه پایینتر از راس را که در راستای تنه است یا زاویه کمی با راستای تنه دارد ،به عنوان راس انتخاب و باپیچیدن سیم آن را تربیت کرد. در هر حال درخت بنسای شده باید دارای راس باشد.

پشت و روی یک بن سای:


بنسای را نباید به صورت یک گیاه طبیعی در گلدان رها کرد. بلکه باید آن را طبق طرح مورد نظر کاشت و تربیت کرد. بنسای باید در نظر یک ناظر به خوبی جلوه گری کرده و قسمت جلو و پشت آن با هم فرق کند. کاملترین قسمت، قسمت جلو است . برآمدگی تنه نباید در جلو قرار گیرد.انتهای تنه باید قابل رویت بوده و تنه در یک طرف انحنا داشته باشد. نوک ساقه یا راس در قسمت جلو باید به طرف ناظر باشد.در قسمت جلو نباید شاخهها درهم پیچیده باشند. همچنین نباید به طرف جلو رشد کنند و باید تمام شاخه ها به وضوح قابل دید باشند. قسمت پشت ، عمق مشخص و دیدگاه سه بعدی به گیاه می دهد، لذا یک یا دو شاخه در این قسمت تعبیه می گردد.

ادامه نوشته

هوموس:

توده اي از ذرات کانيايي به تنهايي يک خاک واقعي را تشکيل نمي دهد. خاک هاي واقعي بوسيله ارگانيزم هاي زنده تحت تاثير قرار گرفته، تغيير مي کنند و (Supplemented) افزوده ميشوند.
گياهان و جانوران در توسعه و گسترش خاک ها بوسيله ايجاد مواد آلي اضافي کمک مي کنند. قارچ ها و باکتري ها اين مواد آلي را به يک ترکيب شيميايي نيمه محلول که "هوموس" ناميده مي شود، تبديل مي کنند. ارگانيزم هاي بزرگتر موجود در خاک مانند کرم هاي خاکي، سوسک ها و موريانه ها، هوموس را با مواد معدني موجود در خاک در هم مي آميزند.
"هوموس" يک ماده بيوشيميايي است که در لايه هاي بالايي خاک که تيره است، تشکيل مي شود. خود هوموس به رنگ قهوه اي تيره تا سياه است. مطالعه هوموس بصورت مجزا بسيار مشکل است، چرا که هوموس با ذرات ريز مواد معدني به خوبي مخلوط شده است. هوموس از اسيدها(هوميک و فوليک)، قارچها، باکتريها، دياستازها و ترکيبات آلي ديگر که در مراحل گوناگون تجزيه مي باشند تشکيل يافته است و در تشکيل آن نقش ليگنين حائز اهميت فراوان است؛ زيرا مواد ازته و گلوسيدها بر روي ان تثبيت گشته، به اين ترتيب از يک طرف مولکولهاي بزرگ آلي را تشکيل ميدهد و از طرف ديگر به ذرات رس متصل مي گردد. خاکدانه هاي رسي- هوموسي که به اين ترتيب از آميزش تنگاتنگ مواد آلي و معدني پديد مي آيند ساختماني نرم و قابل تهويه با ظرفيت بالاي ذخيره آب و عناصر غذايي به خاک مي بخشد.
مواد پروتئيني موجود در هوموس که از کالبد موجودات زنده حاصل مي شود، توسط موجودات ذره بيني با منشاء گياهي و جانوري(گياوزيا) تجزيه مي يابند و به آهستگي معدني شده، به طور پيوسته غذاي گياهان را تامين مي نمايند. به بيان ديگر هوموس ماده غذايي بينابيني و ذخيره اي است که عامل اصلي حاصلخيزي خاک را تشکيل مي دهد.
هوموس فوايد زيادي را براي خاک فراهم مي آورد؛ از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:
- هوموس توانايي خاک را براي نگهداري و ذخيره رطوبت افزايش ميدهد
- ته نشست مواد حمل شده توسط باد و باران
- هوموس منبع مهم مورد نياز تامين کربن و نيتروژن گياهان است
- هوموس باعث بهبود ساختمان خاک براي رشد گياهان مي شود

ادامه نوشته

زمین شناسی و زندگی گیاهی


گياهاني كه از نقطه نظر خاك شناسي محدود به موقعيتهاي بومي بسيار خاص مي باشند، مثل آنها كه در رخنمونهاي سرپانتينيتي سرشار از فلزات سنگين و باطله هاي معدني رشد مي كنند و يا گياهاني كه زمين هاي آلكالي و نمك دار (بسيار شور ) و آهكهاي سرشار از كلسيم را به عنوان رستنگاه خود انتخاب مي كنند ، فرصتهاي مطالعاتي منحصر به فردي را در اختيار محققان قرار مي دهند تا ضمن بررسي رابطه زندگي اين گياهان با عوامل زمين شناختي مربوطه ، به گونه اي مطلوب و بهينه از اين پتانسيل ها در زمينه هاي مختلف به خصوص تكنولوژيهاي زيست محيطي بهره مند شوند.

گياهاني كه در خاكهاي سرشار از فلزات رشد مي كنند بواسطه توانايي بالاي آنها در نگهداري و ذخيره فلزات به عنوان ابزاري به منظور برطرف نمودن آلودگي خاكها مورد استفاده قرار مي گيرند . در چنين مواردي حفاظت از اين گياهان خودرو و نيز بررسي و تحقيق در زمينه مكانيسم هاي بيولوژيكي كه اين گياهان را مستعد پذيرش و ذخيره سازي مقادير زيادي از برخي فلزات مي نمايد اهميت مي يابد .

متالوفيت ها :

متالوفيت معرف گونه هاي مختلف گياهي كه درمناطق سرشار از فلز رشد و نمو مي كنند مي باشد. متالوفيت ها در پژوهش هاي ژئوبوتانيك به خاطر خصوصيات ويژه اي كه دارند ، ارزش كليدي داشته و گونه هاي گياهي متنوعي را شامل مي شوند .

در بين گونه هاي مختلف متالوفيتها، آن دسته كه قابليت ذخيره سازي نوع خاصي از فلزات را دارند بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند، به عنوان مثالAlyssum murale گونه اي است كه به عنوان اولين تكنولوژي اقتصادي در حذف و استخراج نيكل از خاكهاي آلوده و يا معادن متروكه معرفي شده است. Arabidopsis halleri گونه ديگري از متالوفيتها است كه تجمع زياد روي در آن ديده مي شود ودر واقع اين گياه نوعي Zn-hyperacumulator محسوب مي شود .

مكانيسم مورد قبول در خصوص اين استعداد ويژه در گياهان مذكور بر پايه مكانيسم هاي مولكولي است كه براي گونه هاي مختلف به صورت مجزا مورد بررسي قرار مي گيرد .

به خاطر اهميت و نقش ويژه متالوفيتها در مسائل زيست محيطي ، حفاظت از آنها كه در خلال فعاليتهاي معدني مورد تهديد انقراض قرار مي گيرند نيز ضروري به نظر ميرسد .

اين گياهان بواسطه سازگاري فوق العاده با تمركز فلزات در تكنولوژيهاي زيست محيطي در سه زمينه مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند :

1
ادامه نوشته

عناصر اصلي و مهم:

نيتروژن:
نيتروژن يکي از اجزاي موجود در پروتئين است که به صورت غذا در گياه ذخيره مي شود. نيتروژن معمولا در بخشهاي ديگري از سلول مثل کلروفيل و همچنين در ساختار آمينو اسيدها نيز وجود دارد.
علائم کمبود: روشن تر شدن قسمتهاي سبز گياه - تغيير رنگ برگهاي پير به رنگ سبز روشن و علائم شديدتر رنگ برگ به زردي مي گرايد و سرانجام موجب مرگ برگ مي شود.
علائم زيادي: افزايش نيتروژن باعث توليد گياه پر آب و ضخيم و در نتيجه تغيير رنگ شاخ و برگ به رنگ سبز تيره مي شود. همچنين گياه نسبت به بيماريها و آفات حساسيت زيادي پيدا مي کند.افزايش نيتروژن در محصولات ميوه اي باعث آسيب شکوفه و گل مي شود و کيفيت محصول را کاهش مي دهد.
بهترين ميزان براي يونهاي نيترات 75% و براي آمونيوم25% مي باشد. در سيستم هاي چرخه اي 5% آمونيوم از کل نيتروژن کافي است ولي در سيستم هاي غير چرخه اي يک درصد بيشتري احتياج است.
افزايش غلضت نيترات باعث کاهش تعداد تارهاي کشنده ريشه نيز مي شود. اگر منبع اصلي تامين نيتروژن آمونيوم با شد مي تواند گياه را مسموم کند. آثار اين مسموميت در ساقه و برگها توسعه پيدا مي کند و برگها به صورت پياله ظاهر مي شوند و همچنين بافت هاي آوندي خراب مي شوند. آمونيوم مانع از عملکرد کلسيم، که براي نگهداري ديواره سلولي لازم است مي شود در نتيجه گياه پژمرده مي شود. اگر شاخه هاي مبتلا شده را از وسط ستون ريشه اي ببريم يک محيط سياه و فاسد از بافت پيوندي را مشاهده مي کنيم.
غلظت نيتروژن در اکثر فرمولهاي محلول غذايي بين 100 تا 200
mg/l است و نسبت نيترات به آمونيوم در حدود 3 يا 4 به 1 است .
منابع نيتروژن عبارتند از : منو يا دي هيدروژن فسفات آمونيوم به عنوان معمولي ترين منبع تهيه آمونيوم مي باشد. ولي در کل از نيترات کلسيم ، نيترات پتاسيم و اسيد نيتريک براي تهيه نيترات و از نيترات آمونيوم براي تهيه آمونيوم استفاده مي شود .

فسفر:
ميزان فسفر در گياهان از 2/0 تا 5/0 درصد در ماده خشک تغيير مي کند.

عناصر کم مصرف -راهنمای تهيه محلول غذايی برای کشت هيدروپونيک :

بر:
غلظت مناسب بر در حدود 50 تا 10 mg/l در ماده خشک است.

 
علائم کمبود: کاهش رشد و آسيب قسمتهاي فوقاني گياه و ريشه


علائم زيادي : بي رنگي و لکه دار شدن حاشيه برگها و همچنين مرگ حاشيه برگها
غلظت بر در انواع محلولهاي غذايي در حدود 3/0
mg/l مي باشد. اسيد بوريک يکي از منابع تهيه بر است.

کلر:
غلظت کلر در برگها حدود 15/0 درصد است. ميزان بيش از 1/0 براي اکثر ميوه جات زياد خواهد بود.
علائم کمبود: ازدياد نمک در محيط - علائم مسموميت سوختگي برگها يا حاشيه آنها و همچنين زردي بي موقع برگها است.
برخي از منابع تامين کلر عبارتند از : کلريد پتاسيم يا کلريد کلسيم - اگر غلظت کلر در محلول زياد باشد مانع از جذب يونهاي ديگر مانند نيترات مي شود.

مس:
ميزان مطلوب مس در حدود 10 تا 2
mg/l در (ppm) ماده خشک است. مس در فتوسنتز و همچنين در ترکيب پروتئين کلروپلاست نقش دارد. مس بعنوان يک آنزيم فعال کننده شناخته مي شود.
علائم کمبود: توقف رشد گياهان و کلروز برگهاي پير از علائم کمبود مس است . همچنين در رشد محصولات ميوه اي  تاثير مي گذارد و محصولات آنها از حالت طبيعي کوچکتر هستند.
غلظت مطلوب در محلول غذايي 001/0 تا 01/0 
mg/l مي باشد. ميزان بيشتر از 4 mg/l در محلول غذايي باعثشيوع بيماري هاي قارچي مي شود.
منبع تهيه مس سولفات مس مي باشد.

زنگ دانه دارها Rusts


زنگ دنه دارها درايران اهميت چنداني ندارد. در شمال روي سيب وگلابي وبه و زالزالك ديده شده است. اين زنگ دو ميزبانه است وميزبان ديگر سرو كوهي ( اُرسي ) ميباشد. زنگ بدون ميزبان دوم دوام نمي آورد. قارچ عامل Gymnosporangium sp مي باشد.روي دانه دارها مراحل پيكنيم وايسيم ديده ميشود. بروي سرو كوهي مرحله تليوم تشكيل ميگردد. در سيب روي ميوه برگ و شاخه ميزند.

كنترل:

1.ريشه كني يكي از ميزبانها

2.محافظت از برگها وميوه هاي جوان تا رشد كامل بوسيله مواد شيميايي مانند دي تيوكارباماتها ( زينب، مانكوزب ، تيرام و...)

لکه سیاه سیب

 

مقدمه

  بيماري لكه سياه ( Apple Scab ) درتمام كشورهايي كه سيب كشت مي شود، وجود دارد و از لحاظ اقتصادي مهمترين بيماري سيب به شمار مي رود. اين بيماري در مناطقي كه بهار و تابستانهاي خنك و مرطوب دارند شديداً خسارت ميزند به گونه اي كه گاهي 70% از محصول از بين مي رود .

  نحوه ايجاد خسارت در اين بيماري به 2 صورت مستقيم و غير مستقيم مي باشد . در حالت مستقيم قارچ عامل با حمله به ميوه و دم ميوه باعث ريزش محصول و كاهش راندمان توليد مي شود ودر حالت غير مستقيم اين پاتوژن با ايجاد لكه برگيها باعث كاهش سطح فعال فعال برگ و خزان برگها مي شود. اين مسئله كاهش رشد درخت و مقدار محصول براي يك يا چند سال و همچنين افزايش حساسيت درخت به خسارتهاي زمستاني را در پي دارد.

علائم بيماري:

  بيماري لكه سياه سيب به برگ،دمبرگ، شكوفه، كاسبرگ، ميوه، دم ميوه و گاهي شاخه و فلس جوانه نيز حمله مي كند ، اما بارزترين نشانه ها روي برگ و ميوه ديده مي شود و آلودگي شاخه هاي جوان و شكوفه ها به صورت لكه هاي سياه بروز مي كند بسيار نادر بوده و لذا اهميت چنداني ندارد .

   اولين لكه هاي ناشي از بيماري را همزمان با باز شدن جوانه ها و ظهور برگهاي جوان در سطح كاسبرگها يا برگهاي كوچك جوانه گل مي توان يافت . اين لكه كوچك و زيتوني رنگ با پوشش مخملي و با حاشيه نامشخص و مدور مي باشند كه با گذشت زمان حالت مخملي خود را از دست داده و به رنگ خاكستري تا سياه متاليك در آمده و كمي برجسته مي شود. لكه هاي حاصل از بيماري در برگهاي جوان در سطح رويي برگ و در برگهاي مسن در سطح زيرين مشاهده مي شود .

  با بالا رفتن سن برگهاي آلوده ، محل لكه ها ضخيمتر شده و سطح برگ شكل طبيعي خود را از دست مي دهد. در شرايطي كه ميزان آلودگي زياد باشد ، لكه ها از حالت انفرادي خارج شده و به يكديگر مي پيوندند و سطح وسيعي از برگ را اشغال ي كنند كه در اين صورت برگها حالت پيچيده پيدا كرده و اندازه آنها كوچك مي شود.

  آلودگي در روي ميوه با ايجاد لكه هاي منفرد و مشخص ، مدور و سياه شبيه آنچه بر روي برگها وجود دارد ، ظاهر مي شود . اين لكه ها در ابتدا به رنگ زيتوني بوده كه با گذشت زمان سياه رنگ مي شوند. بافت محل لكه در ميوه با گذشت زمان خشبي و حالت چوب پنبه اي پيدا كرده و گاهي بافت ميوه در اين قسمت ترك مي خورد و ايجاد بدشكلي مي كند .

                                                               

مبارزه :

  يكي از راههاي مبارزه با اين بيماري مبارزه شيميايي است . از سموم بسياري مي توان عليه اين بيماري استفاده كرد . اما آنچه كه مهم است زمان مبارزه مي باشد.

سمپاشي درختان بهتر است در اوايل بهار موقع باز شدن شكوفه ها صورت گيرد . بنا به توصيه كارشناسان اولين زمان سم پاشي مرحله نوك نقره اي يا نوك سبزي جوانه ها است. دومين مرحله نوك سبزي است كه 1 سانتي متر برگ ظاهر شده ، سومين در مرحله سنبله متراكم جوانه ، چهارمين زماني كه رنگ گلي حاصل شده و بالاخره در مرحله كامل گل و به هنگامي كه 90% گلبرگها ريزش پيدا كرد.

  در صورتي كه در سمپاشي در اوايل بهار غفلت شود ، بايد چندين نوبت سم پاشي انجام شود. در صورتي كه در تمام مراحل فوق سم پاشي صورت گرفت ، پس از ريزش كامل گلبرگ ها هر 14-10 روز يكبار و تا 3-2 هفته مانده به برداشت سم پاشي ادامه دارد كه به اين سم پاشي ها ، سم پاشي هاي پوششي گويند.

 

ادامه نوشته

Apple chlorotic leaf spot virus


 بيماري گسترش جهاني دارد. در ايران نيز وجود دارد.علائم بيماري دير ظاهر مي‌شود. گاهي دو تا سه سال بعد از آلودگي علائم ظاهر مي‌شود و به همين دليل به آنApple larent virus هم مي‌گويند.حالت كلروز روي برگها ايجاد مي‌شود در نهايت درخت دچار زوال مي‌شود.

عامل ويروسي رشته اي از جنس Trichovirus است ،كه در بسياري از ارقام تجاري سيب بدون علائم است. اما در بعضي از ارقام توليد لكه هاي روشن مي‌كند و نيز با بيماري سرشاخه كاري سيب (Apple top working disease) همراه است . بيماري سرشاخه كاري سيب در ژاپن ديده شده است. ويروس از گروه Closterovirus مي‌باشدكه فقط با پيوند منتقل مي‌شود.

شته ها:

شته‌ها بعلت وسعت دامنه ميزبانهايشان حشره‌هاي معروفي هستند. دو گونه اصلي آنها جزو آفات مهم گياهان زينتي در گلخانه‌هاي آلاسكا بحساب مي‌آيند. يكي شته سبز هلو (Myzus Persicae) و ديگري شته خربزه و سياه (Aphids gossypii)
اختلافهاي منطقه‌اي معمول هستند. در قسمتهاي مختلف آلاسكا مقاومت شته‌ها در برابر حشره‌كش‌ها، ترجيحات محصول و فعاليتهاي فعصلي متفاوت است. استراتژي‌هايي كه در برخي مناطق آلاسكا انجام مي‌گيرد ممكن است در ساير نقاط ايالت مؤثر نباشد. شته‌ها توانايي توليد مثل بطريق Parthen ogenesis (كلوني ماده) را دارند.
ماده‌ها از ماده‌ها بوجود مي‌آيند و هر ماده جديد توانايي توليد 100ـ50 شته جديد را دارد كه اين شته‌هاي جديد ظرف 10ـ7 روز قابليت توليد مثل را بدست مي‌آيند. اين تعداد حشره مي‌تواند قبل از عكس‌العمل ما همه جا را فرا گيرد .

مقاومت به آفتكش‌ها
IPM در آلاسكا در سرتاسر صنعت گلخانه، مقاومت شته‌ها را به آفتكش‌ها ثبت كرده است. شبته‌ها به راحتي مي‌توانند مقاومت به آفتكش‌ها را توسعه دهند. شته‌ها بصورت ژنتيكي به تعداد مساوي حشره ماده توليد مي‌كنند و به آنها مكانيسمهاي مقاومت در برابر آفتكش‌ها را مي‌دهند. و اين بسته‌ها بر روي دامنه وسيعي از ميزبانها زندگي مي‌نمايند. مقاومت به آفتكش‌ها تقريباً هميشه در گلخانه‌هاي آلاسكا وجود دارد.
مقاومت شته‌ها به آفتكش‌ها بعلت كاربرد غلط و يا بيش از حد بوجود مي‌آيد. هرچه به ميزان بيشتري از حشره‌كش استفاده شود مقاومت بيشتري در شته‌ها بوجود مي‌آيد. هرگز دوز را افزايش ندهيد. براي مثال با از بين بردن شته‌هاي حساس مستعد، يك مقاومت غير قابل مشاهده‌اي بوجود مي‌آيد كه باعث تشكيل جعميت بزرگتري از شته‌ها مي‌شود. در نتيجه حشره‌كشهايي كه در يك مقطع زماني جمعيت بزرگي از شته‌هاي مستعد را از بين مي‌برد ديگر براي حشرات باقيمانده اصلاح شده و اكثر نژادهاي آن شته كاربردي ندارد.
صاحبان گلخانه اغلب مقاومت به شته‌ها را غير عمدي و با كاربرد نادرست بيش از اندازه مسموم بوجود مي‌آورند.
IP در آلاسكا اغلب مورد نياز كشاورزان نااميد قرار مي‌گيرد زيرا كه تلاش آنها اغلب براي مقابله با شته‌ها كاربردي ندارد. ما متوجه مي‌شويم كه در اين طور شرايط مقاومت زياي در شته‌ها وجود دارد. روشهاي سنتي كنترل شته بهيچ وجه در چنين شرايطي مؤثر نيستند. بنابراين يك روش تركيبي شامل مبارزه شيميايي انتخابي، مبارزه غير شيميايي و كنترل بيولوژيك بهترين روش براي مديريت شته مي‌باشد.
اگرچه اقدامات پيشگيرانه مي‌تواند در تأخير حمله مگس سفيد تأثير داشته باشد اما كشاورز بايد فرض كند كه گلخانه عاقبت به اين آفت مبتلا خواهد شد و بايد آمادگي اقداماتي جهت كنترل در زمان مناسب را داشته باشد.

ادامه نوشته

روشهای مبارزه با کرم ساقه خوار برنج

الف – مبارزه زراعی پاييزه و زمستانه : در مناطق برنج خيز شمال ايران طبق معمول مزارع برنج را در اواخر تابستان و يا اوايل مهرماه درو می کنند و پس از درو مزارع را همين طور به حال خود رها می کنند. گاهی بقايای برنج را در مزرعه برای تعليف دام اختصاص می دهند و اوايل ارديبهشت ماه سال بعد مجددا به کشت برنج اقدام می کنند . در فاصله اين مدت طولانی اين آفت پنهان از نظر کشاورزان به زندگی خود ادامه می دهد . لذا رعايت نکات زير در کاهش انبوهی آفت بسيار موثر است :

1- درو محصول برنج بايد حتی المقدور از پايين و نزديک طوقه گياه صورت گيرد تا هر چه ممکن است لارو کمتری در مزرعه باقی بماند .

2- خوشه های بريده شده را به مدت چند روز روی زمين در همان مزرعه نگه دارند تا خشک شده و سپس با خرمن کوب هايی که کلش را کاملا خرد می کنند ، به صورت کاه گندم در اورند تا هر چه لارو در داخل ساقه مانده له شده و از بين برود .

3- کاه و کلش باقيمانده در مزرعه را با دقت کامل بسوزانند چون محل زمستان گذرانی حشره است ، در اين رابطه کشت دوباره مزارع برنج با شبدر برسيم مفيد گزارش شده است .

4- زمين شخم زده را آب تخت نمايند ، اين عمل مدتها برای زارعين در زمستان اجباری بود ولی اخيرا پافشاری نمی شود .

5- علفهای هرز حاشيه مزارع را که پناهگاه لارو در زمستان می باشد ، کنده و بسوزانند.

6- از خزانه های برنج همه روزه بازديد کرده تا چنانچه پروانه ها تخمريزی کرده باشند برگهای آلوده را چيده و از بين ببرند.

7- جلوگيری از انتقال نشاء های آلوده به زمين اصلی و همچنين رعايت تناوب زراعی در کاهش خسارت آفت بسيار موثر است .

ب – رعايت مقررات قرنطينه داخلی ، خودداری از حمل و نقل کاه و کلش و نشاء از مناطق آلوده به مناطق غير آلوده .

ج - کشت واريته مقاوم به کرم ساقه خوار ، در حال حاضر در بعضی از کشورهايی که اين آفت شديدا خسارت می زند ، مقاومت واريته های مختلف برنج در مقابل ساقه خوار برنج تحت آزمايش های مختلف قرار دارند .

در کشور ما نيز واريته چنپا در مقايسه با آمل ها ، خيلی کمتر از اين آفت صدمه می بيند.

د – مبارزه شيميايی : جهت مبارزه شيميايی با اين آفت در خزانه و هنگاميکه بوته های برنج 3 يا 4 برگه می شوند با سم ليندين به نسبت 6 گرم در متر مربع و با سم ديازينون يا ليندين به نسبت 2 تا 5 ليتر در هکتار خزانه را سمپاشی می کنند . در مزارع اصلی برای مبارزه با نسل اول و دوم آفت ، 2 بار سمپاشی با ديازينون گرانول 5 يا 10 % به نسبت 2 کيلو ماده خالص در هکتار صورت می گيرد . موقع سمپاشی نوبت اول 30 روز پس از نشاء و نوبت دوم 60 تا 70 رز پس از نشاء می باشد.

اخير ا در زمينه کاربرد زنبور تريکوگراما در قالب يک مبارزه تلفيقی با اين آفت مطالعاتی صورت گرفته است که بسيار اميدبخش است.

تریپس گندم

 با نام علمی Haplothrips Tritici، که «بال ریشک‌دار گندم» نیز خوانده می‌شود، یکی از آفات مهم مکنده گندم است. حشره کامل این آفت از سایر تریپس‌ها بزرگ‌تر و طول آن حدود ۲ میلی‌متر است. رنگ عمومی بدن آن قهوه‌ای تیره یا سیاه یکنواخت، ساق و پنجه پاها و بند میانی شاخک‌ها به رنگ قهوه‌ای روشن است. پوره‌ها زرد متمایل به قرمز و فقط سر، پاها و حلقه آخر شکم سیاه است. تخم‌ها لوبیایی‌ شکل، سفید و به قطر ۴/۰ میلی‌متر است. این حشره تابستان را به صورت پوره سن ۲ در عمق ۵ سانتیمتری و زمستان را در عمق ۲۰ سانتیمتری خاک اطراف ریشه و طوقه گندم‌های سال قبل سپری می‌کند. در اواخر زمستان و اوایل بهار لاروهای زمستان‌گذرانی به سطح خاک آمده و پس از مدتی حضور در کاه و کلش موجود در سطح مزرعه، روی علف‌های هرز دوره زندگی خود را کامل می‌کنند.

تریپس گندم را بیشتر در لابه‌لای غلاف برگ، محل اتصال برگ به ساقه و یا لابه‌لای خوشه‌ها می‌توان مشاهده کرد.تریپس علاوه بر گندم به جو، چاودار، یولاف و برخی علف‌های هرز گیاهان نیز حمله می‌کند. با تشکیل خوشه‌های گندم جمع

تریپس گندم با نام علمی Haplothrips Tritici، که «بال ریشک‌دار گندم» نیز خوانده می‌شود، یکی از آفات مهم مکنده گندم است. حشره کامل این آفت از سایر تریپس‌ها بزرگ‌تر و طول آن حدود ۲ میلی‌متر است. رنگ عمومی بدن آن قهوه‌ای تیره یا سیاه یکنواخت، ساق و پنجه پاها و بند میانی شاخک‌ها به رنگ قهوه‌ای روشن است. پوره‌ها زرد متمایل به قرمز و فقط سر، پاها و حلقه آخر شکم سیاه است. تخم‌ها لوبیایی‌ شکل، سفید و به قطر ۴/۰ میلی‌متر است. این حشره تابستان را به صورت پوره سن ۲ در عمق ۵ سانتیمتری و زمستان را در عمق ۲۰ سانتیمتری خاک اطراف ریشه و طوقه گندم‌های سال قبل سپری می‌کند. در اواخر زمستان و اوایل بهار لاروهای زمستان‌گذرانی به سطح خاک آمده و پس از مدتی حضور در کاه و کلش موجود در سطح مزرعه، روی علف‌های هرز دوره زندگی خود را کامل می‌کنند.

تریپس گندم را بیشتر در لابه‌لای غلاف برگ، محل اتصال برگ به ساقه و یا لابه‌لای خوشه‌ها می‌توان مشاهده کرد.تریپس علاوه بر گندم به جو، چاودار، یولاف و برخی علف‌های هرز گیاهان نیز حمله می‌کند. با تشکیل خوشه‌های گندم جمعیت تریپس در روی آنها نیز افزایش یافته و با تغذیه از دانه‌های نرم موجب چروکیدگی و توقف رشد آنها می‌شود. علایم خسارت روی برگ به‌صورت پیچیدگی و ایجاد لکه‌های نقره‌ای ظاهر می‌شود. شخم عمیق تا ۹۰ درصد تریپس‌ها را که در داخل خاک مزرعه زمستان‌گذرانی می‌کنند، ازبین می‌برد. از آنجایی که ظهور حشرات کامل و سپس لاروها هم‌زمان با برنامه مبارزه با سن گندم است، سمپاشی مزارع علیه سن گندم روی تریپس نیز موثر خواهد بود. در مناطقی که علیه سن گندم سمپاشی نمی‌شود، خسارت تریپس چشمگیر است.

در ایران از سمنان، اصفهان، کرمان، یزد، اهواز گزارش شده ‌است و احتمالاً در تمام نقاط ایران انتشار دارد.یت تریپس در روی آنها نیز افزایش یافته و با تغذیه از دانه‌های نرم موجب چروکیدگی و توقف رشد آنها می‌شود. علایم خسارت روی برگ به‌صورت پیچیدگی و ایجاد لکه‌های نقره‌ای ظاهر می‌شود. شخم عمیق تا ۹۰ درصد تریپس‌ها را که در داخل خاک مزرعه زمستان‌گذرانی می‌کنند، ازبین می‌برد. از آنجایی که ظهور حشرات کامل و سپس لاروها هم‌زمان با برنامه مبارزه با سن گندم است، سمپاشی مزارع علیه سن گندم روی تریپس نیز موثر خواهد بود. در مناطقی که علیه سن گندم سمپاشی نمی‌شود، خسارت تریپس چشمگیر است.

در ایران از سمنان، اصفهان، کرمان، یزد، اهواز گزارش شده ‌است و احتمالاً در تمام نقاط ایران انتشار دارد.

شپشه برنج Sitophilus oryzae

اين حشره در تمام مناطق گرم و نيمه گرم انتشار دارد و از شپشه گندم نسبت به سرما حساس تر می باشد .

در ايران اين حشره از رشت و مازندران گزارش شده و از آفات انباری مهم برنج محسوب ميگردد .

اين آفت از غلات و بخصوص برنج تغذيه می کند و دارای اهميت اقتصادی شايان توجهی است، به علت نشو ونمای سريع، خسارت آن زياد است و در ايران ساليانه در حدود 20000 تن محصول برنج دستخوش نابودی اين آفت می گردد.

مشخصات ظاهری:

اين سرخرطومی به طول 2 تا 4 ميليمتر و به رنگ قهوه ای مايل به سياه و طول صفحه پشتی سينه اول کوتاهتر از طول قسمت مذکور در شپشه گندم است.پشت سينه و بال پوش ها پوشيده از نقاط ريز فرورفته می باشد که گرد است . بالپوشها به رنگ تيره و روی هر کدام يک جفت لکه به رنگ قهوه ای روشن در قاعده و انتهای بال پوش وجود دارد . شکل ظاهری لارو و تخم شباهت زيادی به شپشه گندم دارد.

مبارزه:

در سيلوهاو انبارها: حرارت دادن ، گاز متيل برومايد ، تترا کلروردوکربن، اشعه گاما.

در مقياس کم : استفاده از قرص های فوستوکسين(به ازاء هر 50 کيلو يک قرص).

خانم های خانه دار برنج را با مقدار زيادی نمک مخلوط می کنند.

کرم غوزه پنبه Heliothis armigera


آفتی است خطرناک که خسارت شديد آن از پنبه کا ريهای استان های شمال و مرکز ايران گزارش شده است .اين حشره ميزبانهای متعدد از جمله پنبه ، کنجد ، توتون ، کنف ، نخود ، گوجه فرنگی ، ذرت و گل آفتاب گردان و لوبيا دارد. خسارت اين آفت در مزارع پنبه گرگان و گنبد و مازندران به طور متوسط 25 % کليه محصول و در مزارع نخود ممکن است بيشتر از نصف محصول باشد . در سالهای اخير اين آفت به ميوه های گوجه فرنگی خسارت قابل توجه وارد می سازد .

مشخصات ظاهری :
عرض بدن حشره با بالهای باز 25 – 30 ميلی متر است. بالهای جلوئی قهوه ای متمايل به خاکستری روشن با نوار های نا منظم تيره می باشد. بعلاوه لکه های تيره رنگ در انتهای بال ديده می شود . بالهای عقبی سفيد ، با نوارها و لکه های تيره ديده می شود. لاروها در حداکثر رشد 30 – 32 ميلی متر طول دارند . رنگ آنها متغير ، عموما سبز با خطوط تيره و روشن در طول بدن می باشد . تخم ها نيم کروی، غالبا مجتمع و به رنگ زرد روشن است.

مبارزه:
شخم زمستانه در ازبين بردن شفيره های اين آفت بسيار مفيد است و مناسب ترين زمان سم پاشی هنگام ظهور لاروهای سن يک با سمومی نظير اندرين، سوين و يا سوپر اسيد می باشد.

اخيرا استفاده از زنبور تريکوگراما در مبارزه بيولوژيک با اين آفت نتايج اميد بخشی داده است.

کفشدوزک ها coccinellidae

شکل شناسی:
حشره کامل سخت بالپوشی کوچک و به طول 7-8 ميلی متر با رنگ عمومی زرد طلائی متمايل به قرمز و تعداد 6 لکه سياه رنگ رروی هر بالپوش است. شاخک ها سنجاقی و 11 مفصلی است. پيش گرده بدون لکه است. تخم اين حشره بيضی کشيده و به طول 5/1 – 5/2 ميلی متر به رنگ زرد روشن می باشد. لارو در هنگام خروج از تخم 2- 5/2 ميلی متر و پس از رشد کامل به 8-9 ميلی متر می رسد، رنگ آن ابتدا زرد روشن و بعدا بتدريج زرد متمايل به سبز می گردد. لارو در دو انتها باريک و در وسط عريض است و دارای 3 جفت پای سينه ای به رنگ زرد می باشد.شفيره به رنگ زرد تيره و به طول 5/6 – 7 ميلی متر است و اغلب نصف بدن آن در داخل پوسته لاروی است. 

مبارزه:
تشخيص موقع مناسب سم پاشی خيلی مهم است. حشرات کامل کفشدوزک خربزه بتدريج در بهار ظاهر می شوند و از مزرعه ای به مزرعه ديگر پرواز می کنند. با يک سم پاشی جلو انتشار و تکثير آنها را می توان گرفت، اين سم پاشی بايد روی نباتات جاليزی و علفهای اطراف آن صوت گيرد. بنابراين به محض مشاهده اولين آثار خسارت در بهار از سموم فسفره پردوام و کلره می توان استفاده کرد، البته بايد مواظب بود که بعضی از سموم کلره روی برگهای گياهان خانواده کدوئيان سوختگی ايجاد می کنند . گوزاتيون به نسبت يک گرم خالص در يک ليتر آب يا ليندين 5/1 گرم خالص در يک ليتر آب می تواند مورد استفاده قرار گيرد.

فاصله سم پاشی آخر تا برداشت محصول 20 روز خواهد بود.

مگس جالیز                Dacus Ciliatus

مقدمه:
مگس جالیز از آفتهای مهم محصولات جالیزی بوده و لاروهای آفت مزبور با تغذیه از میوه ها موجب فساد و غیر قابل استفاده شدن میوه می شود.ضمناًاز نظر اقتصادی نیز ضرر فراوانی به زارعان وارد می کند. زارعان اغلب به دلیل نا آگاهی از زندگی آفت، مزارع خود را در نوبت های متمادی با سموم مختلف و در مواردی سموم غیر مجاز و خطرناک سمپاشی می کنند.این سمپاشی ها نه تنها در مهار کردن آفت چندان موثر نیستند بلکه با توجه به رعایت نکردن سمی بودن محصولات خود ، میوه ها را زود تر از موعد برداشت کرده وبه بازار مصرف ارایه می دهند. مصرف چنین محصولاتی برای سلامت جامعه خطر آفرین می باشد.     

مشخصات انتشار آفت:
گونه های مختلفی از مگس های جالیز در کشور های مختلف جهان شناسایی و گزارش شده است که از میان آنها تنها یک گونه با نام علمی
Dacus Ciliatus در پی بررسی های بعمل آمده در سالهای اخیر در استانهای تهران ، سمنان، خراسان، فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان شناسایی شده و احتمال می ر ود در سایر استانهای کشور که مورد کشت گیاهان جالیزی قرار می گیرند نیز همین گونه انتشار داشته باشد. این گونه در کشورهای هند ، پاکستان وعربستان نیز گزارش شده است.  

گیاهان میزبان آفت:
در بررسی های بعمل آمده در استانهای فارس، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، خراسان، سمنان ونیز در منطقه عمومی دشت ورامین میزبانهای زراعی عمده مگس جالیز به شرح زیر تعین شده اند:
خربزه – طالبی - خیار سبز  – گرمک – کدو مسمایی – هندوانه . ضمناً این آفت در برخی از مناطق کشور بر روی میوه علف هرز معروف به هندوانه ابوجهل نیز دیده شده است.
در برسی های بعمل آمده،هندوانه در بین محصولات جالیزی نسبت به این آفت نسبتاً مقاوم تر است وکمترین میزان آلودگی را به مگس جالیز نشان می دهد.

مشخصات ظاهری و مراحل رشدی آفت:
مگس جالیز همانند سایر مگسها از راسته دوبالان بوده وهمانند سایر دوبالان دارای چهار مرحله رشدی تخم، لارو، شفیره وحشره بالغ می باشد.
الف- مرحله تخم:
تخمهای این آفت سفید رنگ بوده وبه شکل دانه برنج است. طول آنها از 1تا 1/1 میلیمتر می باشد.

ب- مرحله لارو:
لاروهای مگس جالیز بلافاصله پس از خروج از تخم، یک میلیمتر طول دارند و بی رنگ وشفاف هستند. این لاروها همانند لارو سایر مگس هاپا ندارند. سر لاروها باریک بوده و به تدریج به طرف انتهای بدن عریض می شود. لاروها در آخرین مرحله رشدی خود حداکثر به 11 میلی متر می رسد. 

ج-مرحله شفیر گی:
لارو ها پس از آخرین مرحله رشدی خود از میوه ها بیرون آمده وبسته به نوع خاک در عمق 3تا 10 سانتی متری خاک تبدیل به شفیره می شوند. شفیره های آفت به طول 5 تا 6 میلی متر و عرض 3 تا 5/3میلی مترمی باشد شفیره ها بیضی شکل بوده وبندهایی در روی آن دیده می شود. رنگ شفیره ها زرد کهربایی است که ممکن است در زمان نزدیک به خروج حشره های کامل از آنها تغییر رنگ داده و به رنگ قهوه ای روشن تبدیل شوند.  

د-مرحله حشره کامل:
این آفت همانند بسیاری از حشره های دیگر دارای نر و ماده می باشد. حشره های کامل و بالغ نر وماده دارای سری به رنگ زرد وچشمهایی قهوه ای رنگ می باشند. پشت قفسه سینه آنها قهوه ای رنگ بوده ودر مجموع، رنگ عمومی بدن آنها قهوه ای به نظر می رسد. شکم این آفت مدور وبیضوی است ونوارهای افقی که بطور یک در میان زردو قهوه ای است روی شکم آنها دیده می شود. بالهای حشره های مزبور شفاف وبدون لکه است وتنها در حاشیه انتهایی، کمی تیره تر بنظر می رسد.

در حشره های بالغ مگس های ماده، در انتهای شکم یک تخم ریز لوله ای شکل دیده می شود که مگس های نر فاقد آن هستند. مگس های ماده بزرگتر از مگس های نر هستند. طول مگس های ماده از 5/6 تا 5/8 و طول مگس های نر از 5/5 تا 7 میلی متر متغیر است. 

روش زندگی آفت:
این آفت در مناطقی که دارای زمستانهای سرد می باشد از اواخر مهر ماه به صورت شفیره در خاک بسر برده وبدین ترتیب ماه های باقیمانده پاییز وسرتاسر زمستان را در داخل خاک به صورت شفیره غیر فعال به سر می برد.
در بهار حشره های کامل از خاک خارج شده وبین حشره های نر وماده جفت گیری صورت می گیرد. تخم گذاری آفت به صورت دسته جمعی در زیر پوست میوه های جوان و حد اکثر در عمق 5 میلیمتری صورت می گیرد. طول دوره تخم 3 تا 4 روز می باشد.
هر مگس حد اقل 3 وحداکثر 51 تخم وبه طور متوسط بین 15 تا 18 تخم در داخل هر سوراخ رهاسازی می کند.

لارو های آفت بعد از تغذیه از گوشت میوه، پس از 4 تا 6 روز به حد اکثر رشد خود رسیده، از میوه خارج شده و در داخل خاک تبدیل به شفیره می شوند.
طول دوره شفیر گی در حرارت 30 درجه سانتی گراد 8 تا 10 روز می باشد. پس از آن حشره های کامل از خاک خارج شده ، در هوا به پرواز در آمده و جفت گیری می کنند. حشره های کامل ماده دو روز پس از جفت گیری اقدام به تخم ریزی در زیر سطح پوست میوه می کند.
در شرایط طبیعی طول دوره یک نسل آفت بین 8 تا 22 روز طول می کشد. در مناطقی که درجه حرارت روزانه پایین باشد، طول دوره یک نسل طولانی تر خواهد بود.
آفت مزبور فاقد دوره استراحت اجباری در زمستان می باشد، در صورت مساعد بودن هوا در طول زمستان در سر تا سر زمستان فعال است.

راه های مبارزه با این آفت:
1- مبارزه فیزیکی:
یکی از روشهای متداول در مبارزه با این آفت جمع آوری روزانه میوه های آلوده به آفت یا انهدام یا دفن کردن آنها در عمق خاک است، بدین ترتیب لاروهای آفت که در داخل میوه های آلوده وجود دارند، پس از شفیره شدن درعمق خاک تبدیل به حشره های کامل شده و این حشرات قادر به خروج از خاک نخواهند بود.

2- مبارزه زراعی:
اجرای شخم و دیسک بلافاصله پس از برداشت محصول ، خصوصاً در مناطقی که دارای زمستانهای سرد می باشند برای از بین بردن حالت زمستان گذرانی آفت بسیار موثر است. این کار از انبوهی جمعیت آفت در بهار سال بعد به میزان قابل ملاحظه ای خواهد کاست.

3- شکار مگس با طعمه مسموم:
با نصب تشت هایی در مزرعه که حاوی محلول قندی همراه با درصدی حشره کش باشد، می توان مگس ها را به دام انداخت. برای این منظور، از محلول 10% تفاله چغندر قند همراه با یک حشره کش فسفره نظیر اتیون یا فوزالون به میزان 5/1 در هزار محلولی تهیه کرده و در تشت ها می ریزیم . برای هر 500 متر مربع می توان یک تشت اختصاص داد.

4- مبارزه شیمیایی :
برای این منظوردر زمانی که اکثریت ویا بیش از 50% میوه ها به اندازه یک فندق یا هسته خرما شده اند، علیه حشره های کامل آفتف اقدام به سمپاشی با یکی از سموم حشره کش فسفره کم دوام مانند دی متوات به میزان 2 لیتر در هکتار از فرمولاسیون مربوطه می کنیم. عملیات سمپاشی را باید هر یک هفته یک بار اجرا نمود ودر مجموع باید 6-4 نوبت سمپاشی هفتگی علیه آفت صورت گیرد، که البته در نواحی گرمسیر تعداد دفعات سمپاشی با توجه به تعداد نسل بیشتر آفت،  بیش از 4 نوبت خواهد بود. ضمناً زمان برداشت محصول در مزارع سمپاشی شده باید حداقل یک هفته بعد از سمپاشی باشد، بویژه در مورد گیاه خیار که دارای برداشت های روزانه حد اقل فاصله زمانی بین آخرین سمپاشی تا برداشت محصول باید یک هفته باشد، در غیر اینصورت چنانچه این فاصله زمانی رعایت نشود احتمال مسمومیت مصرف کنندگان چنین محصول هایی بسیار زیاد است.

گموز‌‌ ‌‌مركبات


 Citrus gummosis

بيماري گموزGummosis يا پوسيدگي طوقه‌ و ريشه Root-rot درختان مركبات اولين بار در سال1834 ازآسور گزارش گرديده است. در ايران بيماري اولين بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالي و جنوبي كشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.

عامل بيماري در بيشتر مناطق ايران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica مي‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهاي كاذب Oomycetes است كه فرم جنسي آن بصورت oospore است. قارچ داراي تيپهاي متفاوت وهتروتاليك است. اما‌ زمستانگذراني بوسيله ااسپور وكلاميدسپور مي‌باشد.

علائم بيماري بروي طوقه در ابتدا به صورت لكه كوچك قهوه‌اي ظاهر شده كه خيلي نامشخص است وبه تدريج گسترش يافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بيضي در مي‌آيد وآوندهاي آبكش را از بين مي‌برد. در محل آلودگي مركبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد ديگر مورد حمله ريشه است؛ كه اغلب لهيدگي وسياه شدن ريشه را در پي دارد. در بارندگي شديد ميوه نيز بر اثر حمله قارچ دچار آسيب مي‌شود.

كنترل: شامل پيشگيري ومعالجه مي‌باشد.

پيشگيري :

1- انتخاب پايه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگي، ليموترش، ليموشيرين، بكرائي و ترنج از جمله ارقام حساس مي‌باشد. نارنج (به تريستيزا حساس) ونارنج پونسيروس تريفولياتا (به اگزوكورتيس حساس) به بيماري گموز مقاومند.

2- محل پيوندك بايد 30-15 سانتيمتر از خاك فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهاي هرز از دور طوقه

4- خوداري از ايجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگيري از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفوني ريشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خريد نهال سالم از خزانه

8- بايد دقت شود در حين پيوندزني قطراتي از آب يا ذره‌اي ازخاك باغ بين پايه وپيوندك قرار نگيرد.

9- فواصل بين درختان حفظ شود

10- اگر پوسيدگي بيشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد بايد درخت آلوده را قطع كرد.

معالجه:

ابتدا خاك دور طوقه درخت مبتلا را كنار زده واز رسيدن آب به آن جلوگيري به عمل آورد. درخت مبتلا بايد جداگانه آبياري شود. نقطه پوسيده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اوليه پيشرفته است با يك چاقوي تيز پوست محل را تراشيده تا به بافت زنده برسيم آنگاه به وسيله محلول يك درصد پرمنگنات پتاسيم و يا مخلوط بردو و يا ارتوسايد و كوپراويت به ميزان يك در هزار ضدعفوني سطحي مي‌كنيم وپس از دو هفته محل را با چسب باغباني مي‌پوشانيم.

طرز تهيه محلول بردو يك درصد:

كات كبود يا( سولفات مس) 200 گرم، آهك زنده200 گرم، آب20 ليتر

طرز تهيه محلول بردو براي ضدعفوني ريشه‌ها قبل از كاشت:

كات‌كبود 70 گرم، آهك زنده 70 گرم، آب 20 ليتر

سرخرطومی برگ یونجه

مهمترین آفت یونجه در ایران و اکثر نقاط جهان، سرخرطومی برگ یونجه (HYPERA POSTICA) می باشد. حشره کامل این آفت، یک سخت بالپوش کوچک به رنگ قهوه‌ای خاکستری مایل به سیاه و دارای یک خرطوم است و بدن آن پوشیده از کرکهای سفید می باشد.

خسارت آفت

این حشره، در کلیه مراحل لاروی و بلوغ از برگ و ساقه یونجه تغذیه میکند. ولی خسارت عمده آن سوم و چهارم وارد می آید. چنانچه جمعیت آفت از 50 عدد لارو سنین مختلف در مترمربع تجاوز کند، کلیه برگهای یونجه در اثر تغذیه لاروها نابود و خشک می‌شوند و مزرعه مورد حمله از دور سفید رنگ با برگهای توری شده، به نظر می رسد. در پاره ای از موارد دیده شده که در اثر حمله این آفت، به خصوص چین اول، یونجه به کلی نابود می گردد. در این گونه مزارع، اغلب تعداد لارو و حشره بالغ در مترمربع از 150 عدد هم تجاوز می کند. باید در نظر داشت که خسارت این آفت، از اسفند ماه در یونجه‌زارها شروع می شود و حداکثر خسارت در سه ماهه اول سال بر محصول وارد می‌شود. جهت مبازه با آفت باید یک سری اقدامات پیش‌آگاهی را در مورد تعیين زمان مبارزه اعمال کنیم. در این زمینه از کارشناسان حفظ نباتات و شبکه‌های مراقبت و پیش آگاهی مدد گرفت.

چرخه زندگی آفت
سرخرطومی برگ یونجه، زمستان را به صورت حشره کامل و تخم و به ندرت به صورت لارو و شفیره در مزرعه یونجه و پناهگاه‌های اطراف می گذراند. سرمای زیر 6- درجه قادر است لاروها و بخش اعظمی از تخمها را نابود کند. از این رو در چنین مناطقی، زمستان گذرانی به صورت حشره کامل است. در اواخر زمستان زمانی که میانگین دما از 17 درجه سانتیگراد بالاتر رفت، حشره کامل فعال شده و به تغذیه، جفتگیری و تخمگذاری می‌پردازد. فاصله زمانی میان حالت تخم تا حشره کامل در حدود 6 هفته است. حشره ماده از قدرت باروری بالای برخودار است و ظرف مدت زمانی (بیش از 3 ماه) قادر است تعداد زیادی تخم بگذارد. به دلیل بالا بودن دوره تخمگذاری و دامنه گسترده زمان ظهور حشرات کامل زمستان‌گذران (اسفند تا اردیبهشت)، لاروهای آفت را تا شهریور ماه نیز می‌توان در مزرعه مشاهده کرد. در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری عملاً بیشتر خسارت سرخرطومی برگ یونجه، به چین اول آن محدود می شود.

مبارزه شیمیایی علیه سرخرطومی برگ یونجه
یکی از نکات قابل توجه در کابرد روش شیمیایی، رعایت زمان سمپاشی است. به نظر می رسد زمانی که حشرات کامل برای یافتن مکان زمستان گذرانی به مزرعه مراجعت می‌کنند، می‌تواند زمان مناسبی برای مبارزه غیرشیمیایی مانند استفاده از شعله‌افکن علیه این آفت باشد. بنابراین، با توجه به اطلاعات شبکه مراقبت و پیش آگاهی در رابطه با سرخرطومی برگ یونجه، با استفاده از سموم سالم و زمان مناسب مبارزه و رعایت نُرم سمپاشی و دز سم و کالیبره کردن سمپاش، رعایت دوره کارنس حداقل 15 روزه ضروری است. خاطر نشان می شود که چرای مزارع یونجه، پس از تخمریزی سرخرطومی برگ یونجه در کاهش جمعیت آن بسیار مؤثر است.

افسنتین

 ‏Artemisia absinthium

گياه افسنطين از قديم‌الايام (حدود 3500 سال پيش) براي دفع كرم‌هاي روده استفاده مي‌شده است. افسنطين يكي زا تلخترين گياهان شناخته شده است و استفاده دارويي از تقويت كننده‌هاي الكلي آن داراي تاريخ طولاني مي‌باشد. استفاده از اين گياه، در بسياري از كشورها ممنوع شده است، زيرا نوشيدن آن ايجاد اعتياد مي‌كند كه توهم، هذيان گويي و تشنجات صرع گونه را به دنبال دارد. استفاده مكرر از شربتهاي تجارتي افسنطين كه حاوي 68 درصد حجمي الكل مي‌باشد، منجر به تخريب غير قابل جبران دستگاه عصبي، سكته عصبي، سكته و سرانجام مرگ مي‌شود، گروهي معتقدند كه منشاء اختلالات مغزي ونگوگ – نقاش معروف هلندي – علاقه‌ي بيش از حد او به نوشيدن نوشيدني‌هاي حاوي افسنطين بوده است. تابلوي نقاشي مشهور دگا، «نوشندگان افسنطين» نااميدي ناشي از اعتياد به اقسنطين را به تصوير كشيده است .

ادامه نوشته

تاثير عناصر مختلف بر يونجه و علائم كمبود آنها :

ازت (N) : به طور كلي يونجه نياز به ازت خود را از طريق رابطه همزيستي با باكتريهاي تثبيت كننده ازت به دست يم آورد و استفاده بيش از حد كودهاي ازته باعث كاهش عملكرد و افت كيفيت مي گردد . در صورت كمبود اين عنصر برگها كوچك و نازك و سبز روشن شده و ريشه ها نازك مي شوند .

 فسفر (P) : اين عنصر باعث گسترش سيستم ريشه اي گياه شده و عملكرد را افزايش مي دهد . در اثر استفاده از كودهاي فسفره مقاومت گياه نستب به آفات و بيماريها بيشتر مي گردد . در صورتيكه گياه دچار كمبود فسفر شود برگها به رنگ سبز تيره و يا بنفسش درآمده و از نوك شروع به خشك شدن مي كند . همچنين گره زايي متوقف شده و احتمال سرمازدگي در گياه زياد مي شود .

پتاسيم (K) : حساس ترين عنصر براي يونجه محسوب مي شود و باعث افزايش عملكرد مي گردد . در صورت كمبود ، ابتدا لكه هاي سفيدرنگي در حاشيه برگ ظاهر مي شود و در نهايت زمينه اصلي برگ زرد و سپس قهوه اي مي گردد و حاشيه برگها به صورت شكسته و نامنظم در مي آيد .

 موليبدن (Mo) : اين عنصر در ساختمان آنزيمهاي گياه نقش داشته و به گره زايي كمك مي كند . كمبود آن به علت دخالت در واكنشهاي احياء نيترات باعث بروز كمبود ازت مي شود . و از علائم ديگر كمبود اين عنصر اين است كه برگها باريك و رنگ پريده شده و شكل برگها از حالت طبيعي حالت مي شود . همچنين كم رشدي از ساير عواقب ديگر كمبود اين عنصر است .

بر (B) : اين عنصر در جوانه زدن گرده و در انتقال آب در گياه نقش مهمي ايفاء مي كند . در صورت كمبود ، ميان گره ها كوتاه شدن و گياه به صورت رزت در مي آيد . همچنين سيستم ريشه اي ضعيف شده و رشد متوقف مي شود

بابونه:

بابونه گياهي است دائمي و كوچك بارتفاع تقريبا 30 سانتيمتر داراي بوئي معطر كه در چمنزارها و اراضي شني مي رويد . ساقه آن برنگ سبز مايل به سفيد ، برگهاي آن كوچك متناوب و داراي بريدگيهاي باريك و نامنظم و

پوشيده از كرك است . گلهاي آن مجتمع در يك طبق كه بطور منفدر در انتهاي ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر مي شود . در هر طبق گلهاي سفيد در اطراف و گلهاي زرد در قسمت وسط قرار دارند .

تركيبات شيميايي: گلهاي بابونه داراي اسانس روغني آنته مين ( Anthemine) تانن ، فيتوسترول و همچنين ماده اي تلخ بنام اسيد آنته ميك Anthemique Acid مي باشد .

خواص داروئي: بابونه از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و از تقويت كننده هاي تلخ بحساب مي آيد . جالينوس حكيم آنرا براي درمان تب و لرزهاي نوبه اي بكار مي برد .

ادامه نوشته

ماريتيغال:

 Silybum marianum
نام انگليسيHoly Thistle
خانواده : Astraceae

گياهشناسي:

گياهي است يکساله با ريشه اي به رنگ روشن و راست، ساقه راست با ارتفاع بين 250-150 سانتي متر، برگها پهن و شکننده، دمبرگها بلند، بيضي شکل و خاردار مي باشند. وجود لکه هاي سبز رنگ کلروفيل دار در بعضي نقاط سطح برگ و عدم وجود کلروفيل در نقاط ديگر آن به برگ حالتي شبيه سنگ مرمر مي دهند. حاشيه برگها خاردارد و کاپيتولها به شکل بيضي و تا حدودي تخم مرغي شکل مي باشند. قطر آن ها بين 8-5 سانتي متر مي باشد. گلها به رنگ بنفش تيره و به ندرت سفيد مي باشند. قسمت خارجي کاپيتولها برجسته و پولک مانند و از تعداد زيادي زوايد خار مانند تشکيل شده اند. رنگ آنها عموما" قهوه اي تيره اما قسمت تحتاني قهوه اي روشن است . طول دوره رويش در اين گياه 140-110 روز مي باشد.

خواص دارويي و موارد مصرف:

از مواد موثره ميوه هاي رسيده اين گياه براي معالجه بيماريهاي کبدي (سيروز و مسموميتهاي کبدي) و پيشگيري از سرطان کبد استفاده مي شود. دارو هايي از قبيل لگالون، دوراسيليمارين، مارين ديستل ، داروهايي هستند که از مواد موثره ماريتيغال براي مداواي بيماريهاي کبدي استفاده مي شود.

پراکنش :

اين گياه بومي آسياي جنوبي، اروپا، روسيه و آفريقاي شمالي است و در آلمان، اطريش، روماني و در جنوب آمريکا و آفريقا در سطح وسيع کشت مي شود.

نيازهاي اکولوژيکی:

گياهي مديترانه اي است که در طول رويش به هواي گرم و نور فراوان نياز دارد. بذور در دماي 10-8 درجه سانتي گراد جوانه مي زنند ودرجه حرارت مناسب براي جوانه زني 20-18 درجه سانتي گراد است. نسبت به خاک، زياد حساس نبوده ولي خاکهاي کاملا" شني و تهي از عناصر غذايي عملکرد را کاهش مي دهد .